كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
1025
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
كه ايّام سور است و هنگام عيش * مى ناب نوشيد از جام عيش درين جشن كس را مگوييد سخت * اگر تيرهروز است ، اگر نيكبخت چو اين مژدگانى به عالم رسيد * گل شادمانى ز دلها دميد گرفتند از آن سور هركس مرام * ز رود و سرود و ز ساقى و جام و رامشگران زهره طبع بهسان ناهيد چنگ و بربط مىنواختند و مغنّيان خوشالحان غذاى روح و شراب فتوح مىساختند و به طريقهء فرس و ترتيب عجم و قاعدهء عرب و يوسون ترك و ايالغوى مغول و رسم خطاى « 1 » [ و راه الا تاى ] « 2 » صداى الحان از اوج آسمان مىگذرانيدند و به ساز نواختن و غنا ساختن و نقش پرداختن ، آواز رود و سرود به چرخ چنبرى مىرسانيدند . مصرع مطربان چون بلبلان صد داستان مىساختند و شاهزادگان را تغوز تغوز « 3 » جامهها پوشيده به كمر مرصّع و تاج ملمّع سرافراز مىشدند و اقمشهء زربفت به رسم پاىانداز در راه انداخته ايشان نيز شرايط الجامشى به جا مىآوردند و هرطرف چندان زر و گوهر نثار كردند كه دست روزگار از شمار آن بازماند . بيت شد عطارد عاجز از تعداد زرهاى نثار * زهره هم نتواند آن درها به ميزان بركشيد و چون خورشيد عالمافروز جمال جهانآراى « 4 » روز در پردهء اختفا نهان كرد و شب عنبرين سلب پردههاى كحلى در اطراف جهان عيان ساخت و گنبد فيروزهفام
--> ( 1 ) . ك : ختاى . ( 2 ) . در ظفرنامه نيست . ( 3 ) . يعنى نهتا نهتا - تغوز به معناى عدد 9 است . ( 4 ) . س ، ك : جهان افروز .